وضعیت اقتصادی و اجتماعی استان وضعیت اقتصادی و اجتماعی استان

موقعیت جغرافیایی

استان کهگیلویه وبویراحمد با مساحت 16264 کیلومتر مربع در جنوب غربی ایران قرار دارد. این استان بین دو مدار 29 درجه و52 دقیقه، و31 درجه و26 دقیقه ی شمالی ونصف النهار های 49 درجه و55 دقیقه، و51 درجه و53 دقیقه ی شرقی قرار گرفته است. از شمال به استانهای اصفهان و چهار محال و بختیاری، از شرق با فارس و اصفهان، از جنوب با بوشهر و از غرب با خوزستان همسایه است. سرزمینی کوهستانی و تقرییا مرتفع می باشد که کوه های زاگرس با رشته های موازی، سراسر شمال و  شرق و کوههای سیاه و سفید، خومی، خائیز و نیر جنوب شرقی آن را در برگرفته اند. بلندترین نقطه استان قله دنا با ارتفاع 4409 متر و پست ترین ناحیه آن لیشتر به ارتفاع 500 متر از سطح دریا می باشد. رودخانه های  مارون، بشار، زهره، خرسان و نازمکان از این استان عبور می کنند. ارتفاعات آن، سرچشمه تعدادی از رودخانه ها است. چهار پنجم مساحت استان از ارتفاعات  و تپه  ماهورها  تشکیل شده  است. در مناطق سردسیر، ارتفاعات بلندتر و تپه ماهورها  کمتر و در مناطق گرمسیر ارتفاعات کوتاه تر و تپه ماهورها نیز بیشتر است. دشت ها نیز حدود یک پنجم از مساحت استان را تشکیل می دهند و معمولا عمده  اراضی کشاورزی در دشت ها واقع گردیده است.


آب و هوا                                                       

آب وهوای استان بدلیل کوهستانی بودن وامتداد این کوهها از شمال غربی به جنوب شرقی و بلندی آنها، همچون سدی در مقابل توده های فعال جوی مقاومت می کنند. از این رو در تنوع آب و هوایی استان مؤثر واقع شده اند ودو نوع آب و هوای سردسیری وگرمسیری به وجود آمده است.

ناحیه ی سردسیر:

این ناحیه تقریباً نیمی از کل مساحت استان را در بر گرفته است و قسمت شمال و شرق استان را به خود اختصاص داده است. در این ناحیه میزان بارش برف وباران زیاد بوده و از جنگل های انبوه بلوط، بنه، کیکم، بادام، و سرو کوهی پوشیده شده است. بارندگی از نیمه دوم مهر ماه شروع و تا اواخر اردیبهشت در این ناحیه ادامه دارد. میزان بارندگی در این ناحیه بین 540 تا 884 میلیمتر می باشد.

ناحیه گرمسیری:

 این ناحیه بیش از نیمی از کل مساحت استان را در بر گرفته است. در جنوب و غرب استان واقع شده و در مسیر وزش بادهای گرم خوزستان قرار دارد. در تابستان آب و هوای گرم وخشک دارد و میزان بارندگی در آن کم است. در فصل های پائیز و زمستان آب و هوای ملایم بهاری دارد و سبب می شود سرتاسر منطقه از گل و گیاه پوشیده شود. بارندگی از نیمه ی دوم آبان ماه شروع می شود و تا نیمه اول اردیبهشت ادامه می یابد. متوسط میزان بارندگی در ناحیه گرمسیری بین 300 تا 420 میلی متر است. در این استان به طور کلی دو نوع باد می وزد: بادهای فصلی وبادهای محلی
 
بادهای فصلی:

همچون باد شمال که باران زا است واز طرف شمال غربی این استان را تحت تأثیر قرار می دهد و سبب ریزش باران در زمستان است. باد جنوب باد فصلی دیگری است که به باد چپ نیز معروف است و از جنوب وجنوب غربی می وزد. بدلیل گرمی و خشکی بیش از حد، غالباً به مزارع و محصولات آسیب وارد می کند.

بادهای محلی:

بادهای محلی همچون باد آشوب در سررود بویراحمد علیا، باد زیر روز در بهمئی، باد کوه باد در بویراحمد گرمسیری و بهمئی، باد چوغان از مهمترین بادهای محلی استان هستند

جمعیت، گویش و مذهب استان

این استان براساس آمار سال 1385 بیش از هزار نفر و درحال حاضر بیش از 650 هزار نفر جمعیت دارد. حدود 40 درصد از جمعیت استان در سال 75 شهر نشین و 60 درصد روستانشین و عشایر بوده اند. جمعیت استان بسیار جوان و بیش از 84/99 درصد مسلمان هستند. این استان مردمی مهربان، باصداقت، سلحشور، مهمانواز، سخاوت مند و دریادل را در خود جای داده و با گویش لری سخن می گویند.

وجه تسمیه کهگیلویه

این استان ابتدا قسمتی از منطقه انشان تمدن ایلامی بوده و در دوره ساسانی با عنوان به آمد کواذ، ارگان و قسمت کوهستانی آن به نام رم زمیگان معروف بود. با ورود اسلام این منطقه ابتدا ارجان، 
زم گیلویه و کهگیلویه و از دوره تیموری با از بین رفتن اتابکان لر بزرگ، سراسر منطقه به کهگیلویه معروف شد.

در مورد وجه تسمیه کهگیلویه در آثار تاریخی مطالب مختلفی آورده شده است. از نوشته های ابن خردادبه و استخری در سده های سوم و چهارم هجری چنین برمی آید که «گیلو» یکی از سران قوم لر در محدوده جغرافیایی بین خوزستان، فارس و اصفهان امروزی بوده است که به دلیل کوهستانی بودن پس از مدتی این منطقه به کوه گیلویه معروف شده است به نظر استخری در کتاب مسالک و ممالک تالیف سال 340 هجری قمری رموم یا (قبایل) پارس پنج تا بوده و رم جیلویه یا گیلویه که به رم زمیجان هم معروف بوده از همه بزرگتر بوده است. این منطقه از طرفی به استخر و از طرفی به کوره شاپور و از طرفی ارجان و از طرف دیگر به بیضا و حدود سپاهان قدیم یا اصفهان محدود می شده از سویی نیز به حدود خوزستان و ناحیه شاپور محدود می شده و آنچه از روستا و شهر دراین ناحیه بوده در شمار این قبیله بوده است. طبق نظر استخری در مسالک و ممالک، گیلویه مهرگان بین روزبه از همایجان سفلی از توابع کوره استخر به رم زمیجان رفته بود و به سلمه خدمت می کرد. چون سلمه بمرد، گیلویه رم زمیجان را با زور بگرفت و قدرتمند شد. بطوری که بر آل ابودلف حمله کرد و برادر قاسم بن عیسی یعنی معقل بن عیسی را کشت. ابودلفیان بر گیلویه حمله کردند و او را بکشتند و تا اواخر روزکارشان که از عمرولیث صفاری شکست خوردند، سر گیلویه را به دلیل اهمیت و قدرت وی، در پیش لشکر خود می بردند. با وجود شکست گیلویه ریاست قبایل زمیگان در دست اعقاب گیلویه باقی ماند.

براساس نوشته های کتاب حدود العالم در نیمه دوم سده چهارم هجری قمری اولین بار به کوه ها و مناطق کوهستانی این منطقه کوه جیلو یا گیلو گفته شده است. در پایان سده پنجم هجری قمری ابن بلخی در فارسنامه خود از این منطقه به نام کوه گیلویه یاد کرده است. از سده ششم هجری قمری به بعد منابعی که از این منطقه یاد کرده اند، نام کهگیلویه را بر بیشتر سرزمین امروزی آن اطلاق می کنند. قدرت یابی طوایف کوه گیلویه از یک سو و خرابی ارجان از سوی دیگر سبب شد که در دوره مغول و تیموری در بیشتر نوشته ها کوه گیلویه بکار برود. پس از برچیده شدن حکومت اتابکان لر بزرگ در سال 827 هجری قمری و از دوره صفویه نام کهگیلویه به سرزمینهای وسیعی از اصفهان تا خلیج فارس اطلاق می شد. در دوره پایانی سلسله صفویه این منطقه به نام کهگیلویه و بهبهان معروف است و در سال 1342 خورشیدی به دلیل سیاسی به کهگیلویه و بویراحمد تغییر نام یافت.

شهرستان بویراحمد

نام بویراحمد که برگرفته از ایل بویراحمد است، از سال 1342 و پس از قیام عشایر جنوب از جمله ایل بویراحمد و جنگ مشهور گجستان، مترادف کهگیلویه گشت و یک منطقه مستقل تحت عنوان «کهگیلویه و بویراحمد» بنیاد شد. این استان از شهرهای دهدشت، گچساران، یاسوج، سی سخت، سوق، لنده و بهمئی تشکیل شده و از نواحی فارس و خوزستان جدا گردید. در تیرماه 1342 هیأت دولت به ریاست نخست وزیر اسدالله علم، مصوب نمود که فرمانداری کهگیلویه و بویراحمد به مرکزیت «یاسوج» تشکیل شود. بدینگونه، استان کهگیلویه و بویراحمد کنونی از سال 1342 مستقلاً تاسیس گردید.

شهر یاسوج

شهر امروزی یاسوج از سال 1342 بنا گذاشته شد. قبل از آن تقریباً در پنج کیلومتری جنوب یاسوج در تل خسروی شهری تاسیس شده بود که تا سال 1320 و بازگشت تبعیدیان عشایر از تهران پابرجا بود. اما به دست مردم ناراضی از ظلم و تعدی حکومت رضاشاه، ویران شد و مردم منطقه مجدداً به زندگی پیشین کوچ نشینی خویش روی آوردند. پس از جنگ معروف گجستان و حوادث سالهای 42-1341 که رژیم آنرا غائله جنوب یا غائله فارس نامگذاری کرد، برای آرامش مردم ایل بویراحمد، شهر کنونی یاسوج تشکیل شد و از آن پس رونق و توسعه یافت.

 شهرستان کهگیلویه :

دهدشت:

براساس منابع جغرافیایی قرن چهارم هجری، ناحیه ای که امروز به دهدشت معروف است ظاهراً نام «بلادشاپور» داشته که از سابقه ای بسیار طولانی برخوردار بوده است. شهرت اصلی دهدشت در عهد صفویه (1135-907 هجری قمری) بوده که بناهای به جا مانده کاملاً مؤید این اشتهار و رونق است. در ایام هرج و مرج سقوط صفویه و دوره های افشاریه و زندیه، شهر دهدشت رو به ویرانی و سکون نهاده و ظاهراً از جانب کوه نشینان و ایلات منطقه صدمات فراوانی دیده است. هرج و مرج حکومتهای بی دوام و متزلزل افشاریه و زندیه و لطماتی که از طرف مهاجمان به شهر دهدشت وارد شده، موجب رکود و ویرانی شهر گردیده و این روند تا زمان قاجاریه و پهلوی ادامه یافته است.
 
شهرستان گچساران

شهرستان گچساران در منطقه گرمسیری استان قرار دارد که از شمال به شهرستان کهگیلویه (استان کهگیلویه و بویراحمد )، از جنوب به شهرستان ممسنی(استان فارس) و گناوه (استان بوشهر)، از شرق به ممسنی و از غرب به شهرستان بهبهان(استان خوزستان) محدود می گردد. این شهرستان دارای مساحتی بالغ بر 4683 کیلومتر مربع بوده که بین 50 درجه و 45 دقیقه طول جغرافیایی و 30 درجه و 26 دقیقه عرض جغرافیایی واقع است. در مجموع دارای دو شهر دوگنبدان و باشت و دو بخش (مرکزی و باشت) و شش دهستان است. دوگنبدان مرکز شهرستان، 720 متر از سطح دریا ارتفاع دارد. گچساران از جمله شهرستانهای نفتخیز کشور محسوب می گردد و روزانه بالغ بر 000/700 بشکه نفت از منابع نفتی آن استحصال و صادر می گردد.

شهر دوگنبدان مرکز شهرستان گچساران، در مسیر جاده اصلی فارس-خوزستان واقع است. منابع تاریخی، از این شهر با عنوان گنبد ملغان، گنبد ملجان، گنبد ملقان و جنبد ملغان نام می برند. لسترنج در کتاب سرزمینهای خلافت شرقی می گوید: در ساحل یکی از شعب رود شیرین، گنبد ملغان که محل مهمی سر راه ارجان به نوبندگان است قرار دارد که امروز آنرا دوگنبدان گویند و خرابه های پهناوری در آنجا دیده می شود. شهر گنبد ملغان از بلاد گرمسیر بوده و نخلستان آن شهرت داشته و آنرا گنبد ملجان و ملقان هم نامیده اند.

ابن بلخی در قرن ششم هجری قمری گنبد ملغان را جنبد ملغان قید کرده و در کتاب فارسنامه خود در این باره می نویسد: جنبد ملغان شهرکی است کوچک و ناحیتی با آن می رود و هوای آن گرمسیر است و آب روان دارد و میوه ها باشد و مشموم ها و قلعه ی چند از جمله ی قلاع قلعه ی حصین است معروف و هوای قلعه خنک است چنانک غله نیک دارد و مصنع ها نیکو باشد از بهر آب و جامع و منبر باشد. وی در ارتباط با قلعه جنبد ملغان می گوید: قلعه جنبد ملغان، قلعه است کی بیک تن نگاه توان داشت از محکمی و هوا معتدل دارد و آب مصنع ها و غله در آنجا سالی سه چهار بدارد.

حمدالله مستوفی در قرن هشتم در کتاب نزهه القلوب در مورد قلعه گنبد ملغان می گوید: قلعه گنبد ملغان به حدود ارجان از محکمی بیک مرد نگاه توان داشت هوایش معتدل است و آبش از مصانع و غله در آنجا چند سال از آفت ایمن بود.

دکتر احمد اقتداری در ارتباط با وجه تسمیه دوگنبدان به استناد آثار تاریخی می نویسد: آثار دو گنبد فرو ریخته در دشت های شرق و غرب شهر دوگنبدان که یکی در ناحیه لیشتر و دیگری در دشت شرقی شهر دوگنبدان آثار مختصرش باقی است و بقایای گنبد و طاق اثری که در دشت لیشتر باقی مانده است به مراتب بیشتر از آثار بازمانده در دشت شرقی شهر است که حکایت از دو گنبد در شرق و غرب جلگه می نماید، در غرب لیشتر آنجا که شعله های گاز از روی چاه های نفت به ارتفاع ده ها متر می سوزد بقعه ای وجود دارد که از درون چهارتاقی جلوه گر است، ارتفاع طاق گنبدی بقعه پنج تا شش متر است و نیز در جلگه شرق دوگنبدان در اوائل تنگ مالیون در نقطه ای که سراوننیز saro naniz نام دارد آثار ویرانه های تپه ای وجود دارد که گمان می رود یک چهارتاقی بزرگ و گنبدی شکوهمند برآن ساخته بوده است و به لحاظ وجود این دو بقعه چهارتاقی و گنبد، جلگه، دوگنبدان نام گرفته است که نام سابق آن گنبد ملغان بوده است.

تا قبل از انقلاب، شهر دوگنبدان در بین اهالی و روستاهای دور و نزدیک به کاروانسرا که به لهجه محلی، کارونسرا karvoonsara، تلفظ می گردید، شهرت داشت. علت این نامگذاری، بیان دیرینه بودن این مکان و اهمیتی است که در ادوار گذشته داشته است. بنابر گفته آقای مجیدی مولف کتاب تاریخ و جغرافیای کهگیلویه و بویراحمد، گروه باستانشناسی سر اورل استین در سال 1315 شمسی از دوگنبدان دیدن کرده اند. این گروه در گزارش خود می نویسند: از سرآبننیز قصد داشتیم به کاروانسرای دوگنبدان برویم. اینجا مانند سرآب ننیز خانه هایی چند از سنگ و گچ داشت و... و نزدیک بنای این ده کاروانسرای بسیار بزرگ قدیمی که شاید از دوره صفویه باشد وجود دارد. این کاروانسرا از گچ و سنگ ساخته شده و هنوز قسمت معظمی از آن برپاست. در سر در این کاروانسرا حالیه پست امنیه دوگنبدان می باشد. چشمه و آبادی قدیمی هم نزدیک این کاروانسرا بوده است.

از سال 1306 با کشف نفت در محلی به نام «گچ کوراوغلی» در جنوب دوگنبدان و در نزدیکی روستای آب شیرین، فعالیت های شرکت نفت ایران و انگلیس دراین بخش از کشور آغاز گردید. پیدایش نفت موجب ایجاد شهرک کارگری در محلی به نام گچساران، دراین ناحیه شد. با گسترش فعالیت های شرکت نفت، توسعه شهرک سازی برای کارکنان این شرکت امری ضروری و اجتناب ناپذیر بود، لذا به دلیل اینکه شهرک گچساران از حیث فضا و مکان، قابلیت توسعه را نداشت، برنامه ریزان برای رفع این مشکل، تشکیلات و سازمان اداری خود را از گچساران قدیم به دوگنبدان انتقال دادند. حضور شرکت نفت دراین بخش موجب پیدایش شهر جدید گردید و کلنگ سازمان شهری دوگنبدان، در سال 1334 رسماً به زمین زده شد. از آن زمان نام دوگنبدان و گچساران نامی عام برای شهر جدید برگزیده شد و این شهر به هر دو نام خوانده می شود.

  وضعیت اقتصادی:

خاک مساعد، منابع آب کافی، جنگل های انبوه و سرسبز و مراتع نسبتاً غنی سبب شده که استان کهگیلویه و بویراحمد از نظر اقتصادی، به عنوان ناحیه ای کشاورزی و دامپروری به شمار آید. مهمترین فعالیت اقتصادی مردم این استان را دامپروری تشکیل می دهد. استان کهگیلویه و بویراحمد به برکت طبیعت مساعد، به ویژه تنوع گیاهان جنگلی و وجود آب و هوای مناسب برای پرورش زنبورعسل شرایط بسیار خوبی دارد. مرغداری صنعتی نیز در سال های اخیر در استان رواج یافته است. بعد از دامداری، کشاورزی مهمترین فعالیت اقتصادی ساکنان این استان است.

صنایع استان کهگیلویه و بویراحمد به دو دسته صنایع دستی و صنایع کارخانه ای تقسیم می شوند. صنایع دستی این استان شامل: فرش بافی سنتی، ‌بافت انواع گلیم، جاجیم، گبه، خورجین، گچمه، سیاه چادر، نمد و محصولاتی نظایر آن است که بافت آنها در اغلب خانهها و در بیش تر مناطق روستایی و عشایری رواج دارد. با وجود ذخایر غنی نفت، گاز و پراکندگی سایر منابع معدنی دراستان کهگیلویه و بویراحمد، فعالیتهای صنعتی و معدنی دراین استان، نسبت به دیگر مناطق کشور، توسعه نیافته و رونق چندانی ندارد. علاوه بر صنایع استخراج نفت در گچساران و کارخانه قند یاسوج، بقیه کارگاههای صنایع دستی و تولیدی تازه تأسیس هستند و در زمینههای صنایع غذایی، فلزی، نساجی و چرم، چوب و سلولزی، شیمیایی و دارویی و صنایع ساختمانی فعالیت میکنند. با وجود این صنایع در استان، میزان فعالیتهای صنعتی و معدنی نسبت به فعالیتهای بخش کشاورزی و خدمات بسیار کم است.